تبليغاتX
انجمن نجوم دانشگاه بوعلي سينا

انجمن نجوم دانشگاه بوعلي سينا

وبلاگ غير رسمي انجمن نجوم دانشگاه بوعلي سينا همدان

سیارات و بقایای آن بدور کوتوله های سفید. کوتوله سفید G29-38. آیا آینده خورشید ما چنین است؟

همه میدانیم که ابرنواختر شدن  بدترین نوع مرگ در زمانی که ستاره ها به پایان عمرشان میرسند بشمار میرود، اما 95 درصد ستاره ها زندگی شان را به آرامی پایان می بخشند. یعنی نخست بصورت یک غول سرخ بزرگ میشوند و بعد لایه های بیرونی خود را بصورت سحابی سیاره ی از دست میدهند و در نهایت هسته آن به یک ستاره کوچک تبدیل میشود که بنام کوتوله سفید یاد میشود. این گونه سرنوشت در انتظار خورشید ما نیز می باشد و زمانی میرسد که لایه های بیرونی خورشید تا سیاره مریخ بزرگ میشود. تا آن زمان سیاره عطارد، زهره و زمین در دل خورشید فرو میروند. ولی پرسش اساسی این است که بر سر دیگر سیارات منظومه شمسی چی می آید؟

بر اساس گفته اکثر دانشمندان قبل از رسیدن خورشید به مرحله غول سرخ، حتی قبل از اینکه زمین را ببلعد، سیارات درونی دیگر مکانی برای زندگی نیست و  منطقه حیات (مکان فعلی زمین در منظومه شمسی) تا سیارات بیرونی عقب نشینی میکند و اقمار مشتری که امروزه یخ زده اند، به سر زمین گرم با سواحل مناسب بدل میشوند. اما نباید فراموش کرد که این گونه وضعیت معمولأ فقط برای سیاراتی در نظر گرفته شده که مدار شان تغییر نکند. وقتی ستاره به مرحله از دست دادن جرم خود میرسد، مدار آن نیز تغییر میکند و سیارات نزدیک به آن هم به علت چگالی رو به افزایش گاز های آزاد شده کشش گرانشی شدیدی را حس میکنند. سیارات دور یا بیرونی سالم باقی می ماند، اما دارای مدار های می شوند که به تدریج بزرگ میشود، زیرا جرم زیادی در داخل مدار آنها پخش میشود. سیارات در مدار های مختلف ترکیبی از این اثر ها را به روش های مختلف حس خواهند نمود که در نتیجه بدون ارتباط به دیگر سیارات مدار شان تغییر میکند.

این تکان های عمومی در میان سیارات باعث میشود تا منظومه شمسی ما یکبار دیگر جوان شود و درست مانند روزهای نخست منظومه شمسی، که سیارات به بیرون مهاجرت میکردند و اثر متقابل میان شان زیاد بود. رویارویی بسیار نزدیک میتواند باعث برخورد دو سیاره با هم شود، بعضی شان به بیرون از منظومه پرتاب شوند، در مدار های بسیار کشیده قرار گیرند و یا بدتر از آن به درون خود ستاره مادر سقوط کنند. آیا میتوان شواهدی از این سیارات را بدست آورد؟
بر اساس یک تحقیق تازه، به علت انتقال گرما در یک کوتوله سفید، عناصر سنگین با سرعت به لایه های زیرین ستاره سقوط نموده و هیچ نشانه ای جز از هیدروژن و هیلیوم در طیف این ستاره ها دیده نمی شود. بنابرین، اگر عناصر سنگین در طیف یک کوتوله سفید دیده شود، به معنی این است که یا در فضای بین ستاره ی وجود داشته و یا هم از موادی پخش میشود که در فضای بین ستاره ی قرار دارد. نویسنده این تحقیق دو نمونه از کوتوله های سفید با اتموسفر را می آورد که اتموسفر آنها آلوده شده: کوتوله وان مانین 2 (van Maanen 2) و کوتوله سفید G29-38. طیف هر دو کوتوله خطوط جذبی شدیدی را به علت موجودیت کلسیم نشان میدهد، در حالیکه کوتوله G29-38 در اطراف خود یک صفحه از گرد و غبار نیز دارد.
آیا این صفحه گرد و غبار بقایای یک سیاره است؟ بطور قطعی نمی توان گفت. مواد میتواند اجرام بزرگتری مانند سیارک ها و یا دانه های بسیار ریز و  کوچک گرد باشند که در اثر فشار تابشی ستاره بخصوص در دوره عمر رشته اصلی آن به فضا پخش شده. مدار سیارک ها هم مانند سیارات آشفته می باشد و هر گونه نزدیکی به ستاره مادر میتواند باعث از هم گسیختگی سیارک ها و کشندگی خود ستاره نیز گردد، ولو در مدار های بسیار کوچک هم قرار داشته باشند. پخش شدن این مواد میتواند نشانه ی از وجود مکانی شبیه ابر اورت در منظومه شمسی ما باشد. گاهی پیش بینی میشود که یک سیاره بسیار شبیه به مشتری میتواند مدار خود را هزار بار بزرگتر کند که در نتیجه خیلی از اجرام به سوی ستاره کشانیده میشوند.
تعیین منبع این گونه مواد در اطراف یک کوتوله سفید باز همان روش طیف سنجی می باشد. با اینکه سیارک ها و شهاب سنگ ها میتوانند تا حد زیادی در آلودگی فضای اطراف یک کوتوله سفید سهم داشته باشند، اما قوت خطوط طیفی میتواند یک شاخص غیر مستقیم نرخ میزان جذب مواد باشد و کمی تقویت بیشتر خطوط طیفی میتواند برای تعیین مواد باقیمانده از یک سیاره هم بکار رود.  در ضمن میزان مواد مختلف میتواند به اخترشناسان کمک کند تا بفهمند که یک سیاره در کدام فاصله از ستاره مادر تشکیل شده بود. هرچند اخترشناسان امروزه تعداد زیادی از سیارات گازی را در مدار های بسیار نزدیک بدور ستاره های دیگر کشف نموده اند، ولی گمان میرود که این سیارات در فاصله های بسیار دور؛ جائیکه دمای گاز امکان تراکم شدن به گاز ها را میدهد، شکل گرفته اند. اجرامی که در فاصله های نزدیکتر شکل گرفته اند، حتمأ سیارات سنگی اند و اگر قبل از مرگ ستاره مادر نابود نشده باشد، سهم این گونه سیارات در طیف بیشتر به سوی عناصری سنگین انتقال می کند.

با پرتاب تلسکوپ فضایی اسپیتزر نشانه های از تعامل صفحه گرد و غبار در اطراف کوتوله های سفید زیادی کشف گردید و پیشرفت در روش جذب طیفی نشان داد که فضای اطراف یک تعداد از این ستاره ها پر از مواد مختلف است. با پیشرفت روش طیف سنجی برای تعیین ماهیت مواد اطراف ستاره های رشته اصلی و کوتوله های سفید میتواند مراحل مختلف تکامل سیاره ی را کشف تعیین نمود.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 0:39  توسط مهسا خالقی/دانشجوی روانشناسی  | 

من نابغه ام چون ترس از مرگ همواره همراه من است !

 

 

استفان هاوکینگ ریاضیدان، فیزیکدان نجوم و نابغه کیهان شناسی در سخنرانی نادری که در "رویال آلبرت هال" لندن انجام داد گفت: تا 8 سالگی قادر به خواندن و نوشتن نبودم.

استفان هاوکینگ که با تئوریهای مربوط به سیاه چاله ها به شهرت رسید یک نابغه علم کیهان شناسی است که از بیماری فلج مغزی رنج می برد.

  وی در سخنرانی نادری که در "رویال آلبرت هال" لندن و با کمک یک دستگاه ترکیب کننده صدا که یکی از همکارانش در کمبریج در سال 1985 برای وی ساختاز داستان زندگی خود گفت.

  مهمترین دانشمند حال حاضر انگلیس در این سخنرانی با بیان 15 واژه دردقیقه موفق شد برای اولین بار درباره 69 سال زندگی خویش سخن بگوید.

  وی در پاسخ به این سئوال که چرا یک مغز تا این حد فاضل باید در بدنی اینچنین نامطلوب زندانی شود، گفت: "نمی دانم. اما می دانم که فکر به مرگ قریب الوقوع زندگی مرا دگرگون کرد. بسیار زیباست وقتی بفهمی که درد ماندن در دنیا با ارزش است. من نابغه ام چون  ترس از مرگ همواره همراه من است."

  این کیهان شناس انگلیسی افزود: "من پسربچه ای باهوش و بسیار تنبل بودم. درس خواندن مرا به وجد نمی آورد. من خواندن و نوشتن را در 8 سالگی آموختم. خواهرم فیلیپا همیشه بسیار با استعدادتر از من بود. زمانی که کشف کردم بیمار هستم با خودم حساب کردم که کلی کار برای انجام دادن دارم وناگهان تمایلم به انجام این کارها شکوفا شد."

  هاوکینگ در دبیرستان با همکلاسیهای خود درباره خدا و بی انتهایی حرف می زد. در 13 سالگی اولین سوزشها و دردها در دستهایش را احساس کرد اما به وی توضیح دادند که این دردها از اثرات رشد است و جای هیچ نگرانی نیست و اوباور کرد.

  وی در این خصوص گفت: "بسیار بد می نوشتم. به طوریکه معلم زبان انگلیسی ام را به کل نا امید کرده بودم. اما همکلاسیهایم من را انیشتین صدا میزدند."

  به این ترتیب به خاطر نبوغی که در فیزیک از خود نشان داد درهای آکسفورد به رویش باز شد. "یک ساعت در روز درس می خواندم. باورم شده بود که یک فرد با استعداد هستم و نباید خودم را به طور جدی مشغول درس خواندن کنم."

  به تدریج، دردها غیرقابل تحمل شد. به همین دلیل هاوکینگ را بستری کردند. تشخیص اولیه،  بیماری " اسکلروز جانبی آمیوتروفیک" را نشان داد که اشتباه بود. این تشخیص باعث شد که 3 سال امید به زندگی را از دست بدهد.

  اما پس از آن شروع به مطالعه کردن، فهمیدن، کشف کردن و نوشتن درباره کیهان از "بیگ بنگ تا سیاه چاله ها" کرد و به این ترتیب تحولی در دنیای فیزیک نجوم به وجود آورد

  سپس وارد دانشگاه کمبریج شد و در همانجایی که زمانی "اسحاق نیوتن" بودیک کرسی ریاضی به دست آورد. سپس ازدواج کرد که حاصل آن سه فرزند بود. درسال 1985 به دلیل بیماری التهاب ریه پزشکان نای وی را قطع کردند و از آن زمان دیگر نتوانست حرف بزند. باوجود این 43 سال داشت و هنوز زنده بود ومغزش شگفتی دانشمندان زمین را برمی انگیخت.

  به گفته "جیم الخلیلی" استاد فیزیک دانشگاه "سوری" که هاوکینگ را دراین کنفرانس همراهی کرده بود این بیماری نقش چندانی در بروز نبوغ وی نداشت. وی در این باره گفت: "به اعتقاد من استفان فردی است که سرنوشتش ازقبل مقدر شده است.

  شاید ترس از مرگ موجب شد که وی در یک دوره خاص توجهش را به علم افزایش دهد اما به اعتقاد من به وضوح معلوم است که وی انسانی متفاوت از دیگران است."

  براساس گزارش لاستمپا، در رویال آلبرت هال لندن پس از پایان سخنرانی هاوکینگ، تماشاچیان به مدت دو دقیقه وی را تشویق کردند. هاوکینگ با تبسم عجیبی حضار را تماشا کرد و گفت: "فکر می کنم که مردم از تضادی که میان قدرتهای فیزیکی تا این حد محدود من و عظمت طبیعت جهانی که با آن کار میکنم وجود دارد به وجد می آیند."

  در این میان خانمی که در ردیف اول نشسته بود بدون هیچ خجالتی شروع به گریستن کرد.




منبع : سایت کنجکاو

+ نوشته شده در  شنبه یکم آبان 1389ساعت 18:42  توسط مهسا خالقی/دانشجوی روانشناسی  | 

رصد یاقوت آسمان پاییز(راهنمای رصد دنباله دار Hartley 2)

انتضار می رود دنباله دار 103p/Hartley 2 در انتهای ماه اکتبر (هفته ی سوم مهر ماه) به کمترین قدر ظاهری با قدری در حدود 4.5 برسد.در طول ماه نوامبر هر چه دنباله دار به سمت استوای سماوی نزدیکتر می شود ، ارتفاعش نیز بیشتر می شود.(همانطور که در جدوی ملاحظه می کنید در ماه نوامبر قدر دنباله دار کاهش می یابد بطوری که در انتهای نوامبر به قدر 7.1 می رسد.)در ابتدای ماه دسامبر قدر آن به صورتی کاهش یافته که دیگر با دوربین دوچشمی دیده نمی شود.
در انتهای ماه اکتبر Hartley 2 در صورت فلکی جوزاست و از کنار صورت فلکی تکشاخ عبور کرده و در هفته ی اول نوامبر در صورت کلب اصغر است.در ابتدای دسامبر حرکت آن آرام می شود و در ادامه مسیر آن به شکل منحنی تا 12 درجه ای شباهنگ ادامه می یابد.
103p/Hartley 2 در سال 1986 به وسیله عکسبرداری ccd توسط Malcolm Hartley در استرلیا کشف شده است.دلیل این که تا قبل از این کشف نشد این بود که در سال 1982 به دلیل گذر از نزدیک سیاره ی مشتری ،مسیر آن به مسیر حال حاضر تغییر یافت.
فاصله ی دنباله دار از 1.06 AU تا 5.89 AU متغیر است و دوره ی آن 6.47 سال است.


جدول داده های دنباله دار (به ستون قدر توجه کنید)







+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعت 17:53  توسط فرزاد چگيني/دانشجوي مكانيك  | 

گزارش رويت هلال ماه ذيقعده 1431 در همدان

با توجه به پارامتر ها و پيش بيني ها, هلال ماه ذي القعده درشامگاه جمعه 16 مهر مطابق با 29 شوال در هيچ نقطه اي از ايران به هنگام غروب خورشيد حتي با ابزار اپتيكي قابل رويت نبود.در نتيجه در شامگاه شنبه 17 مهر با داشتن سني در حدود 44 ساعت هلال در تمام نقاط گشور با چشم غير مسلح رويت پذير بود.

ولي آن چيز كه رويت آن را در شهر همدان مشكل مي كرد وجود لايه هايي ضخيمي از ابر در افق بود.همچنين با توجه به ويژگي هاي مداري ماه و خورشيد در فصل پاييز و زمستان محل غروب خورشيد و ماه به كوهستان الوند نزديك و در مواردي شرايط را براي رويت سخت مي كند.

بعد از ظهر شنبه در ساعت 14:30 در محلي در پشت دانشكده مهندسي داشگاه بوعلي سينا و نزديك باغ هاي حيدره مستقر شدم و از 14:45 رويت را آغاز كردم.تلاش خود را با توجه به ابري بودن افق ادامه دادم تا لحظاتي پس از غروب خورشيد در ساعت 17:31 اولين رويت را با دوربين دو چشمي 90*20 انجام دادم.سپس تلاش خود را براي رويت با چشم غير مسلح ادامه دادم تا در ساعت 17:41 هلال را با چشم غير مسلح رويت كردم.از اين پس هلال را حتي با چشم مسلح نتوانستم ببينم و در ساعت 18:15 مكان را ترك كردم.







شكستن حصار ابر ها آي چه حال خوبي داره ...


شايان ذكر است كه آقاي سبحان حياتي در منطقه اي در شهرك فرهنگيان در ساعت 15:01 هلال را با دوربين 80*20 يك بار در روز و بار ديگر در ساعت 17:35 پس از غروب خورشيد رويت نموده اند.

در انتها نيز از آقاي آرش فتحيان تشكر مي كنم كه دوربين دوچشمي خود را در اختيار من قرار دادند.


با تشكر فراوان - فرزاد چگيني



+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 9:59  توسط فرزاد چگيني/دانشجوي مكانيك  |